چهارشنبه، 3 شهریورماه 1389


آنها باید بدانند
ماتحت مبارک را جمع کرده در هنگام خوشی به یاد خدا نباشند و به فکر خودشان باشند
و باید بدانند که در وقت بلا به یاد خدا نباشند و باز به یاد خودشان باشند
مردم باید بدانند که از خودشان حرکت و از خودشان برکت
آنها باید بدانند...


 
Comments (2) | | 10:55 PM


بیا دستم رو بگیر بریم اونور اون طناب
اون طنابی که میگه از این به بعد دریا عمیقه ... حتی شناگرهای ماهر هم غرق شدن
بیا بریم ... من از این ور طناب خسته ام ... نگاه کن آب فقط تا زانوهامون میرسه ... واسه اینکه بازی کنیم باید بشینیم
بیا بریم اونور طناب شنا کنیم
هر کی هم صوت زد گوش ندیم
تو بیای منم میرم
میای؟
میای بریم اونور طناب
میای کار خطرناک بکنیم؟
میای کار احمقانه بکنیم؟
میای بریم شنا کنیم؟
مردم از بس احتیاط کردم
دلم خطر میخواد
دلم هیجان میخواد
دلم ریسک میخواد
دلم میخواد بریم انور آب ... خودم رو ول کنم تو دستات
تو بلندتری ... میتونی منو بگیری
میای ؟
میای بریم شنا کنیم
شاید غرق بشیم
من دلم میخواد یا شنا ور بشم یا غرق بشم
میای غرق بشیم؟


میای؟


 
Comments (2) | | 10:48 PM
سه شنبه، 26 مردادماه 1389



Seems like it was yesterday when I saw your face
You told me how proud you were, but I walked away
If only I knew what I know today
Ooh, ooh

I would hold you in my arms
I would take the pain away
Thank you for all you've done
Forgive all your mistakes
There's nothing I wouldn't do
To hear your voice again
Sometimes I wanna call you
But I know you won't be there

Ohh I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you

Some days I feel broke inside but I won't admit
Sometimes I just wanna hide 'cause it's you I miss
And it's so hard to say goodbye
When it comes to this, oooh

[ Hurt lyrics found on http://www.completealbumlyrics.com ]
Would you tell me I was wrong?
Would you help me understand?
Are you looking down upon me?
Are you proud of who I am?

There's nothing I wouldn't do
To have just one more chance
To look into your eyes
And see you looking back

Ohh I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself, ohh

If I had just one more day
I would tell you how much that I've missed you
Since you've been away
Ooh, it's dangerous
It's so out of line
To try and turn back time

I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you


 
Comments (1) | | 11:23 PM
یکشنبه، 24 مردادماه 1389


- هانی حال میکنی؟
- چطور؟
- دارم با موس لپت رو تو یاهو مسنجر ناز میکنم
- :))


 
Comments (1) | | 11:07 AM
یکشنبه، 17 مردادماه 1389


و آن هنگام که استاندارهای ما در حد کمال بالا میرود!
استانداراهای من بر سر کوی تو به نیاز آید!


 
Comments (0) | | 11:00 AM
یکشنبه، 10 مردادماه 1389


فیلم مارمولک رو یادته؟
بعد اون تیکه فیلم رو یادت هست که پرویز پرستویی مچ یکی از این بچه دهاتی ها رو گرفته بود
بعد یادته که پسره به پرویز پرستویی گفت : حاج آقا میدونم راجع به من چی فکر میکنید .
بعد یادته پرویز پرستویی چه جواب بهش داد؟

پسر جان چی میگی؟ من اصلا راجع به تو فکر نمیکنم....


 
Comments (0) | | 11:38 AM