دوشنبه، 15 تیرماه 1388


کدوم دموکراسی؟
کدوم آزادی؟
کدوم عدالت؟
برید زر زر نکنید ... بشنیدی تو خونه هاتون زندگیتون رو بکنید ... الکی ریختین تو خیابون که چی بشه؟
چی رو درست کنید؟
شماهایی که هنوز منتظرید ببینید که دخترا وقتی از ماشین پیاده میشن چقدر پاچه شلوارشون میربالا
شماهایی که دنبال بدست آوردن شیرین ها و لیلی ها هستید و این شیرین ها لیلی ها براتون تمومی ندارن
شماهایی که در کمین یک لبخند برای سوء استفاده هستید
شماهایی که آدم ها رو از روی تعداد خونه و ماشینشون ارزیابی میکنید و اولین تست شخصیتتون جمله چقدر پولداره است
شماهایی که با شنیدن جمله اجازه خروج همسر با اجازه شوهر به شعف میاید
شماهایی که با میزان مهریه ارزش گذاری میشید
شماهایی که از هیچ کاری برای جدا کردن بچه از مادربی پناهترش روی گردان نیستید
شماهایی که دامن کوتاه میپوشید و روسری میندازید رو پاتون
شماهایی که دلهره اینو دارید که بچه 25 سالتون با جنس مخالف یه جا تنها نمونه
شماهایی که افتخار میکنید به اینکه تا حالا چند تا دختر رو زمین زدید
شماهایی که حال میکنید از اینکه پسرهای مردم رو تیغ بزنید
شماهایی که دزدی و دروغ براتون تفریحه
شماهایی که قرآن میذارید رو سرتون که به آرزوهاتون برسید
شماهایی که سنگسار میکنید نه برای قتل نه برای خیانت نه برای دزدی ... به خاطر سکس
شماهایی که یک عمر ملامت میکنید فقط برای یک شکست
شماهایی که روشنفکری براتون لاس زدن و فحش دادن تعریف شده
شماهایی که آدم نمیبینید .... جنس میبینید ... جنس زن .. جنس مرد ... جنس خوب ... جنس بد
این ادها چیه درمیارید؟ میریزید تو خیابون که چی بگید؟ چیو میخواین عوض کنید؟ مگه نه اینکه تو ایران هر خونه ای یه ولایت فقیه مطلق داره که امرش بدون هیچ منطقی باید اجرا بشه؟ اشکال ولایت فقیه برای یه همچین مردمی اشکالش چیه؟
آره عصبانیم .... از اینجا عصبانیم .... از خودم عصبانیم .... از اینکه هنوز اینجا هستم عصبانیم ... ازاینکه همه چیز میبینم و میدونم و هنوز اینجام .... از اینکه دلم رو به نقشه گنج و رازها و چرت و پرت خوش کردم عصبانیم ....
از اینکه امروز البوم جامنت رو گوش میکنم ....یه پیک مشروب میخورم و یه سیگار میکشم و یه ساعت جیغ میشکم ... و فردا صبح دوباره به زندگی در ایران ادامه میدم عصبانیم ....
عصبانیم ... از کشته شدن ندا عصبانیم .... ولی خوب میدونم ... ندا رو ایران کشت نه بسیجی ها .... هر روز هم هزاران ندا رو میکشه ... نداهایی که باورشون نمیشه روزی از خیابابون رد بشن و در امید این هستن که بلاخره درست میشه یهویی از ناکجا یه تیر سربی بخوره وسط حلقشون و تموم ... و باورشون نشه که مردن و تموم شد ... زندگی همین بود .... تو مردی .... مردی چون در ایران بودی .... جرم تو برای حکم مرگ به خاطر دنیا اومدن و این کشوره و بس ......

اینجا ایران است ... صدایی از صداهای جمهوری اسلامی ایران مرز پر گهر


 
Comments (2) | | 10:02 AM