سه شنبه، 5 آذرماه 1387


15 16 ساله بودم که مامانم وقتی وارداتقاقم میشد میگفت :
این چه وضعیه؟
من میگفتم
چی کار داری؟ اینجا اتاق منه .. میخوام نامرتب باشه
بعد مامانم میگفت : حالا صبر کن بلاخره که یه روز تنها زندگی میکنی ... اونوقت مجبوری خودت کارای خودتو و خونت رو بکنی
در جشن تولد 25 سالگی وقتی تنها زندگی میکردم ... جمله "همین تمیزته که منو شیفته تو کرده "به صورت متلک باعث لبخند رو لبهای من شد
از قضا شیما هم تجربیات مشابه من داشت
حالا من و شیما داریم با هم تو یه خونه زندگی میکنیم
و تو میتونی بفهمی که وجود زهرا خانم و صغرا خانم چقدر برای ما حیاتیه؟!


 
Comments (0) | | 12:20 PM