یکشنبه، 25 دیماه 1390


ای کسانی که ایمان آورده اید ... هرگز به کسی نگویید که ساده پنداشته شده و مورد سوء استفاده قرار گرفته اید ..
چرا که آن هنگام که فکر میکنید آن کس برای شما دل سوزی میکند، در واقع درحال کشیدن نقشه ای برای سوء استفاه از شماست ...
زیرا که شما قابلیت استفاده شدن را داشته و اعتراف نموده اید ...


 
Comments (3) | | 03:41 PM
جمعه، 16 دیماه 1390



once upon a time my friend told me that some poeple cant handle the truth ... so tell them just what they want to hear to be safe and winner and avoid getting hurt ...
and i said : Trusting some one does'nt make u a loser
but i am saynig now that Trusting some one does'nt make u a loser but it will make u fucked up some times and putting u in a hospital ...


i said that to myself 100 times by now ... but i know
i will trust again .. and i will get hurt again .... and again and again ....


 
Comments (0) | | 05:38 PM
سه شنبه، 13 دیماه 1390


برای کسی که فرق شاش رو از ویسکی تشخیص نمیده .... حتی متاسف هم نمیشه بود ...


 
Comments (1) | | 09:43 PM
سه شنبه، 15 آذرماه 1390



- how did it go? what did she say when u said that u love her?
- thank u
- u r welcome, what she said?
- she said"thank u" .... i said " I LOVE U" and she said "THANK U"


.
.
.
friends TV show


 
Comments (2) | | 06:00 PM
چهارشنبه، 2 آذرماه 1390





no matter how many times did you told me you wanted to leave
no matter how many breaths that you took you still couldn't breath
no matter how many nights did you lie, i'd wait to the sounds of pausing rain
where did you go? where did you go?
heart beat, a heart beat, i need a heart...
tell me would you kill to save your life?
tell me would you kill to prove your right?
crash, crash, burn let it all burn
this hurricane chasing us, so long to cry
no matter how many days i die, i will never forget
no matter how many lies i live, i will never regret
theres a fire inside, of this heartin a riot, about to explode into flames
where is you God?
where is you God?
where is you God...?
do you really want?
do you really want me?
do you really want me dear?


do you really want?
a heart beat, a heart beat, i need a heart beat
you know i gotta leave, i can't stay, i know i gotta go, i can't stay


tell me would you kill to save your life?
tell me would you kill to prove your right?

crash, crash, burn, let it all burn, if sorry can't fix the things i so long to cry


You say you wrong, you wrong, I'm right, I'm right, you're wrong, we fight
Ok, I'm running from the light, running from the day to night
Oh, the quiet silence defines our misery
The riot inside keeps trying to visit me
No matter how we try, it's too much history
Too many bad notes playing in our symphony


So let it breathe, let it fly, let it go
Let it fall, let it crash, burn slow

And then you call upon God
You call upon God

tell me would you kill to save your life
tell me would you kill to prove your right
crash crash buuurn, let it all burn, if sorry can't change things i so long to cry



 
Comments (0) | | 06:47 PM
سه شنبه، 1 آذرماه 1390


از صبح نشستم تو دفتر تنهایی دارم کار میکنم
.
.
.
.
اینم از تولد 29 ساله گی ما!!!!
.
.
پی اس
مرسی از اونهایی که به یادم بودن
از جمله بانک سامان و اینترنت شاتل


 
Comments (0) | | 02:11 PM
شنبه، 21 آبانماه 1390


امروز یازده یازده دوهزارو یازده ...ظهر ساعت حدود یازده اینجانب از بازداشتگاه امینیت اخلاقی پس از گذاراندن یک شب طولانی کنار قاتلینئ معتادادن و دزدان محترمه به همراه 28 نفر از دوستان نزدیک دیگر آزاد شدیم و در انتظار حکم دادگاه هستیم
جرممون؟
تولد علی رو جشن گرفتیم
اینم از یازده یازده دوهزار و یازده نما
.
.
.
.
.
ولی باید بگم سط اون همه استرس و توهین و تحقیرو شوک الکتریکی و تست الکل و عکس سه درچهار و بوی گند ادارد و عدم و جود هوا و بازرسی حتی داخل لباس زیر و انقدر خندیدیم که نزدیک بود بشاشیم به خودمون .....


 
Comments (1) | | 12:10 AM
شنبه، 2 مهرماه 1390


ای کسانی که ایمان آورده اید ... یک فلش بک به گذشته میزنیم و یادآوری میکنیم که :
آنان که گذشته را به خاطر نمی آورند، آن را تکرار میکنند ...


 
Comments (2) | | 11:18 AM
جمعه، 18 شهریورماه 1390


جدایی از کسایی که باهاشون سالهای سال هیستوری درست کردی خیلی سخت خواهد بود
من میدانم
پاک کردن کل آرشیو عکس ها و نامه ها و نوشته ها و یادگاری ها باید بسیار سخت باشه
من این رو میدونم
گاهی آدم ترجیح میده که تو مشکلاتش دست و پا بزنه و بمونه تو همون مسی که هست بجای پاک کردن اون آرشیو
من این رو هم میدونم
شروع کردن یک هیستوری جدید و یک دنیای جدید با آدمهای جدید و ساختن سالهای سال خاطره جدید که معلوم نیست اون به کجا میرسه باید سخت باشه .... به خصوص که تو هم پیرتر و کم حوصله تر و بی هیجان خواهی بود


من همه اینها رو میدونم
اما چیزی که تو باید بدونی اینه که ما یک بار بیشتر زندگی نمیکنیم ....
و امید به اینکه شاید در دنیای دیگه ای خوشیمون رو پیدا کنیم ... فقط یه امیده ...
تازه اگر داشته باشی
واگر که مثل من لادیک و بی خدا باشی که مطمئنی که تو یک بار بیشتر زندگی نمیکنی ...


پس بساز
و اگر خراب شده دوباره بساز ...
انقدر بساز و خراب کن تا لذتت رو توش پیدا کنی
نه سنت مهمه ... نه مکانت ... نه فرهنگت ....
فقظ تو مهمی ... همین و بس


 
Comments (1) | | 11:52 AM
چهارشنبه، 9 شهریورماه 1390


اگر خواستی یه اتفاقی بیفته کافی بیش از اندازه از اتفاق افتادنش بترسی
می افففففففته
ببین یعنی میوفته


 
Comments (1) | | 07:54 PM
یکشنبه، 6 شهریورماه 1390


میگه من میرم با روانشناس صحبت میکنم
مشکلاتم رو مطرح میکنم
بهش میگم مرگم چیه و ازش راه حل میخوام و میگم یه نسخه برامون بپیچه ... تو هم تا اون موقع برو بنتون حراجی ببین چی داره ... تا ببینیم چی میشه ....


 
Comments (0) | | 07:05 PM
یکشنبه، 23 مردادماه 1390


ای کسانی که ایمان آوردید
بدانید و اگاه باشید که روزی خواهد رسید که شما جای طرف مقابلتان قرار خواهید گرفت تا احساس او را درک کنید
پس هرگز خودتان را درگیر این مسئله نکنید که یارو چی پیش خودش فکر کرده که این کار رو کرده و همچنین هرگز کسی را سرزنش و ملامت نکنید ... چرا که همان طور ملامت خواهید شد....
و اگر روزی از دست کسی کونتان سوخت ... نگران نباشید روزی او جای شما خواهد بود


 
Comments (0) | | 11:41 AM
دوشنبه، 17 مردادماه 1390


همه چیز از یک کلاس درس شروع شد


 
Comments (8) | | 04:40 PM


نگاه نکردن به صورت ادمها هم حسن داره و هم عیب
حسنش اینه که وقتی باهات حرف میزنن ولی بهت نگاه نمیکنن متوجه عکس العملهای تو نمیشن
عیبش هم دقیقا همینه


 
Comments (0) | | 04:23 PM


پروسه تبدیل احساسات عمیق به سطحی
چیزی شبیه غربال کردن شن و سنگ ریزه
حس به هم خوردن سنگ ها روی هم
حس ریختن شنها
حسی عجیب که تا حالا تجربه نکرده بودم
کی تموم میشه
امیدوارم زود


 
Comments (3) | | 04:19 PM